تاریخچه

روستای طرشت که ساکنین اصلی آن در گویش محلی خود آن را درشت میخوانند، روستایی کوهپایه ای و استقرار یافته بر پنجه آّبرفتی  رودخانه پونک (فرخزاد) است .در گذشته محدوده عرفی این روستا از شمال به نقطه ایوبی یا تپه های پارک جنگلی پردیسان، از غرب تا رودخانه کن و از شرق تا رودخانه قلقلی (قرقرو) در محل خیابان حبیب الهی امروز و از جنوب تا حوالی خیابان امام خمینی فعلی ادامه می یافته است.روستای طرشت قدیم یکی از روستاهای تاریخی دامنه جنوبی البرز بود که مجموعه آنها را شمیرانات یا قصران می نامیدند.طرشت و سایر روستاهای طرشت، درشت ،دوریست و احتمالاً دوربست، بیست و دستبی نام های قدیمی ده طرشت می باشد . قرار گیری این روستا در اراضی هموارتر و دشتی نسبت به سایر روستا های کوهپایه ای پیرامون خود می تواند وجه تسمیه این اسامی باشد . در این میان سه نام دوریست، طرشت و درشت، بیش از همه در متون تاریخی و تحقیقی از جمله هفت اقلیم ، معجم البلدان، هدیه الاحباب و فرهنگ آنندراج تکرار شده است. این خطه در طول تاریخ و تا پیدایش تهران کنونی در عصر صفوی ، همواره از توابع روستایی شهر ری باستان محسوب  می شده اند .نخستین باری که نام قدیمی طرشت یعنی " دوریست " در متون تاریخی آورده شده ، مربوط به ذکر شهرت یکی از فقها و محدثین شیعی قرن 5و9 هجری به نام شیخ عبداله دوریستی است. نام طرشت نیز برای نخستین بار درکتیبه بقعه امام زاده نصرالدین و بدنبال نام استاد قطب الدین بن یوسف طرشتی ، معمار و سازنده بنای آن آورده شده است .(معصوم،1381 ص113)

آقای حسین کریمان در کتاب تهران،گذشته و حال در باره گذشته طرشت چنین آورده است:

   " درشت را چنانکه اشاره شد طرشت نیز گفته اند که منصوب بدان طرشتی می شود ، لکن صورت درشت به نام اصلی و باستانی آن نزدیک تر است. نسبت طرشتی در کتیبه ضریح امامزاده سید نصرالدین (ناصرالدین ) بازمانده از سال 993 دیده می شود. (مصطفوی ، 1330،ص3) امین احمد رازی نیز در هفت اقلیم در ذکر شاه قاسم ین شاه قوام الدین –نوربخش نوشته :« بعد از قضیه والد خود در طرشت رحل اقامت افکنده ....» (هفت اقلیم ، ص46)درشت آبادی است بسیار کهنه و قدیمی ، و نام اصلی آن « دوریست » است که بی گمان معرب کلمه ای فارسی است. در کتاب النقض این نام درج است ؛بدین قرار:«... در هر هفته نظام الملک از شهر ری به دوریست رفتی ، و از خواجه جعفر استماع کردی ....» (النقض ، ص 108.)یاقوت نیز در معجم البلدان از این آبادی چنین یادکرده:«وریست به ضم دال و سکون واو و را به اجتماع دو حرف ساکن و یاء فتحه دار و سین بی نقطه ساکن و تاء دو نقطه دار در بالا ، از  دیه  های ری است ؛ عبدالله بن جعفر بن محمد دوریستی .... بدانجا منسوب است ...» (معجم البلدان ، ج2ص621)درباب اینکه دوریست همان درشت است اشاراتی در  کتب رجال شیعه در ذکر دانشمندان آن آبادی درج است. در کتاب هدیه الاحباب آمده :« الدوریسی : شیخ ثقه جلیل القدر ابو عبدالله جعفر بن محمد احمد بن العباس درشتی رازی از اکابر علمای امامیه و معاصر شیخ طوسی است....» ( هدیه الاحباب،ص136)در ریحانه  الادب نیز اشارت رفته :«دوریست همان درشت است»علامه قزوینی در یادداشت ها نوشته:«درشت را گویا دوریست میگفتند کما فی روضات الجنات در ترجمه یکی از علمای معروف .» ( یادداشتهای قزوینی ،ص291) درشت را آب و هوایی خوش است، در فرهنگ آنندراج درج است:«طرشت بالتحقیق نام موضوعی خوش آب و هوا از  ملک ری که طهران دارالسلطنه انست ، محمد قلی سلیم : (آنندراج،ج2ص679.)

نازد به اشک و آه دلم کوی او سلیم        چون ملک ری به آب و هوای طرشت ما»(به نقل از کریمان،1355،صص419-417)

آقای لطف علی خانی ریشه اسم طرشت را چنین بیان می کند:زمانی که ناصرالدین شاه تازه به ولیعهدی رسیده بود سفری به طرشت نموده و به بالای تپه ای به اسم سیف می رود.از آن بالا که منظره گندم زارهای طرشت را می بیند،از همراهان خود می پرسد :اینجا کجاست که طرح رشت است؟ و از آن روز به بعد این منطقه به اسم طرشت معروف می شود. (آقایان لطف علی خانی،مصاحبه شفاهی)

     روستای طرشت از آن زمان در تاریخ اجتماعی ایران شناخته گردید که مجموعه روستایی کوهپایه های البرز (تهران ) مامن و پناهگاه شیعیان گریخته از سرکوب سلاطین متعصب غزنوی شدند . در مدلی ساده شده از شرایط آن دوران ( اواخر عهد غزنویان)  می توان چنین بیان داشت که شهر سنی نشین ری چون جزیره ای در میان حلقه ای از روستاهای شیعه نشین در محاصره افتاده بود . با شروع عهد سلجوقیان و ایجاد فضای باز سیاسی – اجتماعی توسط خواجه نظام الملک وزیر دانش دوست و با تدبیر سلجوقی ، برخی از روستا های شیعه نشین به پایگاه ترویج و توسعه علوم شیعی در آمدند . از جمله این روستا ها می توان طرشت را نام برد که با پرورش یکی از فقها و محدثین شیعی به نام شیخ عبدالله  دوریستی که در این روستا حوزه درس و بحث به راه انداخته بود ، شهرتش به آن اندازه رسید که خواجه نظام الملک  هر هفته برای بهره از درس  وی از ری به طرشت می رفت .( این داستان به تواتر در کتب تاریخی همچون جنه النعیم و النقض نقل شده است برای اطلاع بیشتر ر.ک ستوده " جغرافیای تاریخی شمیران " ص 581 و کریمان "تهران در گذشته و حال " ص60)

     همین حسن شهرت روستای طرشت در پاسداری از مذهب شیعه اثنی عشری  موجب شد تا بعد ها در عهد سلاطین صفوی ، که نسبت به مذهب شیعه امامیه و علمای آن تعصب می ورزیدند ، مورد توجه خاص قرار گیرد. به گونه ای که شاه طهماسب صفوی فرمان به مرمت و ساخت چند بنای مذهبی در این روستا را داد . این اقدامات  همچنین مقارن با پیدایش فرقه ای از صوفیان به نام فرقه نوربخشیه  بود که قطب و سرسلسله آنها یعنی شاه قاسم رازی در روستای طرشت رحل اقامت افکند و سخت مورد التفات شاه طهماسب  صفوی قرار گرفت .(جواهر کلام ، تاریخ طهران ،ص  29   )

      پس از عهد صفویه و تا عهد حاضر روستای طرشت دوران آرامش قبل از طوفان خود را سپری کرد و در این سال ها تنها چند واقعه در عهد قاجار و از جمله توقف چند سفیر و پادشاه در آن به هنگام مراجعه به دارالخلافه  طهران گزارش شده است .( ستوده ، منوچهر "جغرافیای تاریخی شمیران " صص583و584)در این مدت روستای طرشت همچنان به عنوان یک پسکرانه روستایی نقش تولید کننده محصولات غذایی شهر تهران را به عهد داشته است .( به نقل از معصوم،1381،ص116)

طرشت جدید :

 تحولات اساسی برای تعیین سرنوشت روستای طرشت با آغاز قرن 14 شمسی در راه بود .این امر با فرو ریختن دیوار های تهران در سال 1311 با دستور رضا شاه رقم خورد .اراضی طرشت که بر سه راه جاده قزوین و کرج  قرار داشت و با توسعه راه های شوسه و اهمیت یابی محور ارتباطی تهران به شمال در معرض توجه سوداگران زمین قرار گرفت . با سقوط دولت پهلوی اول و اشغال نظامی تهران توسط ارتش متفقین در شهریور 1230 ،نیروی نظامی ارتش شوروی در اراضی طرشت مستقر شدند و اردوگاه و کمپ نظامی  خود را بر پا داشتند (این کمپ نظامی در حاشیه خیابان آزادی  و در محل فعلی شرکت پارس الکتریک یا فرماندهی بسیج غرب تهران قرار داشت ) . ( معصوم،1381،ص116)

      اضمحلال حاکمیت مستبدانه رضا شاه و از هم گسیختگی شیرازه امور پس از اشغال ایران در شهریور 1320 ، سیل مهاجرین روستایی را که تا آن زمان از ورود آنان به تهران جلوگیری می شد ، روانه این شهرکرد . طی کمتر از یک سال ، یعنی از سال 1321 تا 1322 بیش از 150 هزار نفر به جمعیت تهران اضافه  گردید. بخش کوچکی از این مهاجرین در غرب تهران و در اراضی  طرشت زندگی حاشیه نشینی را آغاز کردند . از جمله آنها گروهی از طایفه ایل شاهسون به نام ساریخان بلگو بودند که خشکسالی های پیاپی دشت مغان و اوضاع آشفته کشور آنها را مجبور به ترک دیار خود کرده بود .این پیشقراولان مهاجر در کنار کمپ ارتش شوروی و بر روی اراضی زراعی طرشت اسکان یافتند. مکانی که این گروه در آنجا اسقرار یافتند ، امروز به محله جاوید آباد یا کامپ شهرت یافته و یکی از پر مسئله ترین محلات ناحیه را بو جود آورده است . ( معصوم،1381،ص116)

     بین  سالهای 1320 تا 1332 روند مهاجرت به تهران و گسترش مرزهای آن در پاسخ به تحولات سریع سیاسی پایتخت آهسته بود . با تثبیت نظام سیاسی – اداری کشور پس از  کودتای 28 مرداد و آغاز نوسازی ها و رفرم های اجتماعی – اقتصادی پهلوی دوم ، سرعت حرکت مهاجرین به تهران و گسترش کالبدی آن افزایش یافت . مشاهده عکسهای هوایی گرفته شده از تهران بین سالهای 1335 تا 1348 نشان دهنده  چنین شتابی در گسترش جمعیتی و کالبدی شهر تهران در جبهه غربی آن است . احداث کارخانه برق آلستوم در سال 1335، استقرار صنایع کوچک همچون شرکت ایران ناسیونال و شرکت پپسی (زمزم فعلی )، ساخت دانشگاه صنعتی شریف (آریا مهر) در سال 1345، عبور خط لوله انتقال آب سد کرج و وجود زمین های زراعی وسیع در اراضی طرشت، زمینه های زیر ساختی اشتغال و اسکان را در این بخش از شهر فراهم ساخت. بعدها اقداماتی نظیر گسترش فرودگاه مهر آباد ، احداث خیابان آیزنهاور (خیابان آزادی ) و استقرار وسیع صنایع مونتاژ در محور تهران – کرج، توجه بورس بازان زمین را برای قطعه قطعه کردن اراضی طرشت به خود معطوف کرد.می توان حدس زد در آن سال ها بر روی این اراضی تجهیز نشده و دور از امکانات شهری که به طور حتم ارزان قیمت نیز بوده اند ، چه گروه های اجتماعی و در آمدی ساکن شده اند. ( معصوم،1381،ص117)        

 

 : آثار تاریخی

 

: بقعه شیخ عبدالله  

در اراضی درشت در  فاصله میان درشت و خیابان  طهران به کرج بقعه آجری ساده ای در زمین نسبهً مرتفع به چشم میخورد که طاق گنبدی آن را پوشانیده است ، و ظاهراً این بنا مربوط به آغاز عهد صفویان و گویا از زمان شاه طهماسب است . داخل بقعه چهار ضلعی مربعی است که هر بعدش در  حدود 6 متر است و در وسط آن صورت قبر ساده ای است که با گچ سفید شده است.این بقعه به نام بقعه شیخ عبدالله معروف است که گویا همان عبدالله بن جعفر دوریستی فقیه درشتی قرن ششم هجری باشد.این بقعه کتیبه یا تاریخ ندارد. در آن نزدیکی، مسجدی قدیمی نیز هست که مردم می گویند از  زمان حضرت امام  حسن مجتبی است ، ولی بنای فعلی آن از  قرن نهم است که روبه  خرابی میرود، و بقعه خرابی نیز در نزدیکی مسجد موسوم به شاهزاده قاسم وجود دارد. (مصطفوی ، 1331،ص15.)

حسینیه طرشت:

قدمت این حسینیه به 475 سال می رسد.حسینیه دارای طلق نما بوده . هر طاق نما اختصاص به یک محله داشته است . در زمان حمله بلشویک ها و بختیلری ها محل امنی برای مردم بوده است و مردم برای حفظ جان خود به آن پناه می بردند. (آقایان لطف علی خانی،مصاحبه شفاهی)

قنات ها:

 

  در منطقه طرشت چهار حلقه قنات وجود داشته است:

1-     قنات آب اسکندری:در محل پارک جوانه کنونی ( ستارخان ) واقع شده بود.این قنات از سولقان می آمد و یکی از شاخه هایش در باغ فیض هنوز آب دارد.

2-     قنات شاهک که از بالای آسیاب کهک می آمد.

3-     قنات آب بالا که از فرخزاد شروع شده و با عبور از مکان فعلی برق آلستوم به طرشت می رسید.

4-      قنات شق السلطنه معروف به سقطی که از فرحزاد و قلعه کربلایی علی شروع می شد. (آقایان لطف علی خانی،مصاحبه شفاهی)

 

.

جمعه, 25 آبان,1397
نوع جستجو را انتخاب کنید.
  • سایت
  • وب
Search