مقالات

متن مقاله ویژگیهای محله خوب : آرزو محمدپور

اهداف تحقیق:

هدف از انجام این تحقیق این است که ما به دلیل ایجاد محله های شهری را بدانیم و اینکه چه گروههایی از مردم در این محله ها قرار گرفته اند و چه عاملی این مردم را در این نقطه از شهر مستقر کرده است. و با توجه به جایگاهی افراد ساکن در این محله ها در جامعه دارند چه امکاناتی به این محله ها تعلق گرفته است و کدام یک از این محله های شهری برای شهر مفید و کدام یک مضر می باشد و یا به عبارتی دیگر کدام یک از این محله ها به عنوان معضل شهری محسوب می شود و توسعه و زیبایی شهر را دچار مشکل کرده است. و مکان یابی این محلات بر چه اساسی صورت گرفته است و همچنین هر یک از این محله ها محل سکونت چه قشری از مردم جامعه است.

طرح مسئله:

1-    هر کدام از محله های شهری توسط چه قشری از جامعه اشغال شده است؟

2-    فرهنگ محله های شهری تا چه حد به هم نزدیک است؟

3-    دلایل ایجاد این محله ها چیست؟

4-    کدام یک از این محله ها سودآور و کدام یک زیان آور است؟

5-    کدام یک از این محله های شهری از امکانات بیشتری برخوردار است ؟

فرضیات تحقیق :

1-    محله های شهری شهر تهران توسط دولت برای قشر خاصی از مردم شکل گرفته است.

2-    از انجا که مردم هر یک از این محله ها از یک قشر هستند پس تا حدودی دارای فرهنگ مشترکی هستند .

3-    با توجه به نیازی که توسط دولت تشخیص داده شده این محله ها شکل گرفتند.

4-    هر یک از این محله ها با توجه به افراد ساکن در آن و وظیفه ای که در شهر ایفا می کنند می توانند برای شهر سودآور و یا زیان اور می باشند.

5-    هریک از این محله ها با توجه به افراد ساکن در آن ومحل قرارگیری آنها در شهر می توانند از امکانات زیادی برخوردار باشند.

بیان مسئله :

مجموعه به هم پیوسته مساکن در شهرهای اسلامی ایران تشکیل محلاتی داده اند که بر اساس ضوابط و معیارهای متفاوت شکل گرفته اند و به قولی محله مفهومی است از مسکن در رابطه با نیازهای گروهی متجانس از لحاظ صنفی و ضوابط اجتماعی.

محلات مسکونی در شهرهای ایران حوزه های مختلفی بوده اند . تفاوتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... انها را به صورتی مشخ از همدیگر جدا کرده است. تقسیم بندی شهرها به محلات کوی ها و برزنهای متفاوت از یکدیگر به علل مختلفی بوده است. از جمله این عوامل می توان موارد زیر را برشمرد :

1-    گاه برای سهولت اداره شهرها

2-     در بعضی موارد برای جدا کردن گروههای مختلف دینی و مذهبی

3-    در برخی شهرها نیز جدایی طبقات جدایی محله ها را به وجود آورده است .

4-    گاهی عوامل طبیعی مانند وجود رودخانه، تپه و غیره باعث جدایی محلات یک شهر شده اند.

واحدهای مسکونی شهرهای ایران بر اثر عوامل مختلفی شکل گرفته، مانند آداب و رسوم رایج بین خانواده ها ، مصالح به کار رفته در ساختمانها و نوع خانه های مسکونی ، آب و هوا ، وسعت شهر، چگونگی جایگیری محلات مسکونی، در کل مجموعه شهر و روابط مراکز محلات مسکونی با بازار شهر

شهر خوب:

شهر خوب بایستی هم از نظر ظاهر و هم از نظر اجتماعی دارای ویژگیهایی باشد تا بتوان آن را شهری خوب نامید. ویژگیهای ظاهری شهر شامل مواردی است که به زیبایی شهر می پردازد که موجبات آسایش مردم را نیز فراهم می کند در واقع چشم اندارزی زیبا دارد ، در میدان شهرش مجسمه وجود دارد، و در کوچه هایش ذره ای خاک دیده نشود. شاید شما بگویید که دید من چقدر انتقادآمیز است اما نباید خودمان را بیهوده بالا بگیریم و بگوییم که شهرما هیچ مشکلی ندارد، بلکه شهر ما همانند دیگر شهرها لازم به رسیدگی می باشد که البته این امر جز با همیاری شهروندان و شهرداران به ثمر نخواهد رسید. البته لازم به ذکر است همراه به ویژگیهای ظاهری باید ویژگیهای اجتماعی نیز در شهر بوجود آید به این خاطر برای تشکیل یک شهر خوب بایستی شهروند خوب نیز داشته باشیم تا رشد و تکامل آن به درجه اعلی برسد و البته رسیدن آن به درجه اعلی نیاز به این دارد که ویژگیهای و اجتماعی آن هر دو با هم و در کنار هم باشند و در غیر این صورت آن شهر به یک شهر خوب تبدیل نمی شود.

وظیفه شهروندان در قبال تبدیل شهرشان به یک شهر خوب بسیار سنگین است. که یکی از این وظایف تبلیغ شهرشان است.

از محورهای ابعاد اجتماعی و فرهنگی زندگی مطلوب نیز می توان به موارد زیر اشاره کرد :

-        ویژگیهای زندگی مطلوب

-        نقش اجتماعی اهالی برای ارتقای کیفیت محله

-        نقش محله خوب در شکل گیری زندگی مطلوب

-        جایگاه روابط همسایگی در زندگی مطلوب

-        ویژگیهای محله مطلوب

-        شیوه های جمعی رسیدن به محله خوب با توجه به ظرفیتهای موجود در محله

-        اهمیت داشتن محله خوب و تأثیر آن در زندگی ساکنان

-        شناسایی عناصر مطلوب هویت بخش محله

-        معرفی طرحهای اجتماعی و فرهنگی موفق محله که توسط اهالی و با مشارکت آنها انجام شده است.

-        بیان شکافها و فاصله میان محله خوب با وضعیت محله ما و راههای ارتقاء و بهبود وضعیت محله

-        وضعیت روابط اجتماعی و همسایگی در محله ما

-        جایگاه کودکان و بزرگسالان در محله و شیوه های استفاده از تجربه های بزرگسالان در اداره محله

-        وضعیت آینده زندگی در محله با در نظر گرفتن مجموع شرایط و ویژگیهای آن

-        سهم هر یک از گروههای سنی و جنسی از امکانات محله

-        توانمندیهای معلولان محله ما و شیوه های ارتقای زندگی اجتماعی آنان

-        تجربه های خوب از زندگی در محله

-        نقش روابط سالم خانوادگی در افزایش مطلوبیت محله

متن مقاله محله خوب و شرایط زندگی مطلوب

محله خوب و شرایط زندگی مطلوب : نرگس طوبایی

شهر حاصل تکامل تاریخی و طبیعی جوامع زیستی انسان است . و در مکانی طبیعی قرار دارد . از این رو هویت یک شهر با پیرامون آن آمیخته است .
از پیدایش نخستین شهرها در جهان حدود ده هزار سال می گذرد . این شهرها با آغاز انقلاب کشاورزی ایجاد شدند . در پی تحولات فناوری و سازماندهی تولید کشاورزی ، انقلاب شهری دوم از حدود پنج هزار سال پیش ایجاد گردید . بطوریکه دولت ها شکل گرفتند و دولت – شهرها و امپراتوری ها پدید آمدند و بدین ترتیب انواع حقوق شهروندی نیز تعریف شد ، که البته در تمامی آنها شهروند به عنوان تابع دولت محسوب می شد و به هیچ وجه معنای امروزی جامعه (society) وجود نداشت در جامعه امروز شهری برای دستیابی به توسعه پایدار شهر ، محلات بنیادی ترین عناصر شهری و حلقه واسط بین شهر و شهروندان می باشند . از گذشته های دور محله های شهرها در شکل دهی و سازماندهی امور شهری جایگاه ویژه داشتند . هر محله با ارایه خدمات روزمره مورد نیاز خود و با ایجاد نمادهای محله ای و ویژگی های خاص موجب می شد ساکنان آن نوعی احساس تعلق و نوعی هویت داشته باشند تا جایی که هر شهروند با نام محله ای که در آن می زیسته شناخته می شد .
با تحولات سریع دوران معاصر ورود به مرحله گذار و تغییر زیربناهای معیشتی و روابط اجتماعی ، این فعالیت به هم ریخت . در گذشته جهت مدیریت آبادانی ، پاکسازی و ایجاد امنیت و ... از اهالی محله مشارکت می خواستند و در تمام مسایل مربوط به محله ، نقش شهروندان حایز اهمیت بود .
ولی به مرور این نقش از مردم برداشته شد و ساکنان محله ها از هویت خاص محله خود تهی شدند . در چین وضعیتی شهروندان خود را منفعل و جدا از محله و شهر احساس می کردند و همچنین مسایل شهر در غیبت شهروندان اداره می شد.
در این بین محله ها و شهر وضعیت نا پایداری می یابند و تعهد در این جامعه به عنوان فرصتی برای با فضیلت شدن و خدمت به جامعه تلقی نمی گردد
بنابراین محله رکنی است مابین خانواده و شهر . محله از خانه های مجاور هم در یک فضای جغرافیایی خاص تشکیل می شود و خانواده نسبت به محله مسکونی خود احساسی مشابه خانه مسکونی خود را دارد و با ورود به محله خود را در یک محیط آشنا و خودی مثل خانه می بیند. محله از تجمع و به هم پیوستگی ، معاشرت نزدیک ، روابط محکم همسایگی و اتحاد غیر رسمی میان گروهی از مردم به وجود می آید.

 

وضعیت شناسی محله ها

اگر با دقت بیشتری به وضعیت محله های مختلف ، که به دلیل گسترش سریع و بدون مطالعه شهر دچار دگرگونی شده اند بیندازیم ، به این نتیجه می رسیم که محله ها در گیر و دار این تحولات دچار تغییراتی شده اند که در نهایت به از دست رفتن هویت آنها و در نتیجه کاهش تعلقات فرهنگی – اجتماعی شهروندان به آنها ختم شده است شاید بتوان عدم مشارکت با مدیریت شهری توسط شهروندان ، در حل مشکلات شهری را از نتایج ، از بین رفتن تعلق خاطر ساکنان محله ها به آنها دانست . و همین نتیجه گیری کافی است تا به مشکلات فرهنگ سازی برای بسیاری از طرح هایی که به مشارکت شهروندان نیاز دارند پی ببریم .
طرح هایی نظیر جمع آوری زباله ، حفظ فضای سبز محلی ، آموزش های ترافیکی منطقه ایی ، آمادگی برای مقابله با بحران و ... . به عنوان مثال نواب که پروژه ای با هدف نوسازی محله ای قدیمی و فرسوده بود ، به دلیل در نظر نگرفتن بعضی از اقتضا های محلی با مشکلاتی روبرو شد که مسؤولان را بیشتر متوجه تأثیر فضاهای کالبدی بر مسائل فرهنگی اجتماعی و گاه روزمره شهروندان کرد
به عنوان مثال عبور بزرگراه نواب از میان یک محله به هم پیوسته و قدیمی و قطع ارتباط محلی ، نبود رابطه و دسترسی مناسب بین محله قدیمی و بافت تازه ساز پروژه نواب و برخی اشکالات مربوط به فضای عمومی ، آپارتمان های جدید از مواردی بود که اگر چه به هنگام اجرای پروژه – برخی کارشناسان به آن اشاره کرده اند ، اما پس از ساخت و به جریان افتادن زندگی در محله تازه شکل گرفته بیشتر نمایان شد
شهروندان چگونه می توانند به محله های خود معنا بدهند موضوع معنا بخشیدن به محله مسئله ای است که به ساخت های اجتماعی بر می گردد . در کلان شهری مثل تهران ، اجتماع به شدت بیگانه است ، اجتماع متشکل از مردمانی است که حیطه آنها حیطه فردی است و حیطه همگانی و عمومی نیست ، بطوریکه شهروندان با هم بیگانه اند در گذشته در شهر سازی سنتی ایران عرصه های عمومی مثل مسجد و میدان و ... وجود داشتند که همه از آن یا از کنار آن عبور می کردند و چنین فضایی قابلیت ویژه ای برای شکل گیری اجتماعات فراهم می کرد . اما امروزه چون این معنا وجود ندارد این فضا ها نمی توانند همچون گذشته در محله ، خود را تعریف و جایگاه حقیقی خود را پیدا کنند
بنظر می رسد مهمترین راهکار ساخت این معنا در محله ها ، بهره گیری از مشارکت مردم است . اگر نظام برنامه ریزی در عملکرد حوزه شهری ، به مردم اجازه دهد که عرصه های عمومی خود را شکل دهند ، بدون تردید عرصه های عمومی تشکیل می شود و فضاهای متناسب آن ساخته می شود جامعه به مشارکت مردم نیاز دارد ، اما تا بستر مشارکت وجود نداشته باشد ، نهاد های مشارکت شکل نمی گیرد . بنابراین برای زمینه سازی مشارکت مردم نخست باید آنها را به عنوان یک فرد به رسمیت شناخت و سپس آنها را با مسؤولیت ها و وظایف شهروندی آشنا نمود و با ایجاد ساز و کارهایی همه مردم را درگیر کرد تا مشارکت واقعی شکل بگیرد و مردم در سرنوشت محله و کوچه خودشان شریک شوند
شورا نیز در این بستر معنا پیدا می کند ، شورای محله به مفهوم مالکیت جمعی است و احساسی که به فضای عمومی شهری یا برای مالکیت جمعی شکل می گیرد

فرهنگ محله ای شهرهای ایران

زیست شهری ایرانیان در سه لایه متقاطع صورت می گیرد . خانه مسکونی ، محله شهری ، شهر . یافته ها ، آموزه ها و تجربه های علمی نشان می دهد استوار ترین و پرشور ترین فضای زیستی شهروندان محله ها می باشند.
چرا که بررسی ها نشان می دهد انسان ایرانی بیش از آن  که در گستره خانه یا گستره بازار و پهنه فراگیر شهر حضور داشته باشد ، در محله خود حضور و عینیت داشته است.
پیش از این جمعیت محله ها از کسانی تشکیل می شد که از جهت شغل یا اعتقادات دینی و یا سابقه قومی بسیار به یکدیگر شبیه بودند و به اصطلاح به فرهنگ مشترکی خو گرفته و از هنجارهای آن پیروی می کردند.
بطور کلی ویژگی مهم و مثبت محله داشتن نوعی روح جمعی بود که مظاهر آن وحدت و پیوستگی افراد به یکدیگر و احساس یگانگی و نیز آمادگی برای مساعدت و همکاری در راه حفظ شعار محله و بهبود اوضاع آن بود متأسفانه برای تحولات سیاسی دو قرن اخیر و پدید آمدن ملت در برابر دولت و مرکزیت آن و دگرگونی اقتصادی و اجتماعی مانند : مهاجرت ، به وجود آمدن شهرهای بزرگ و نفوذ پذیری فرهنگ غربی و ... محله رفته رفته ساختار و کارکرد های دیرینه خود را از دست داد و به « منطقه » یعنی واحدی که دولت برای اجرای برنامه های خود بر ساخته است ، تبدیل
در چنین جمعی افراد با داشتن فرهنگ ها و عادات و آداب گوناگون و ... برحسب اتفاق در کنار یکدیگر سکنی گزیده و خود را در برابر دولت و نسبت به آن طلبکار می دیدند . در واقع ساکنان مناطق جدید به جای آنکه مانند محله قدیم ، خود را در امور آن سهیم و در برابر پیشامدها مسؤول بدانند ، از دولت می خواهند که همه مشکلات را حل کند.

مفهوم مدرن محله

محله امروز همان با همستانی است که از گذشته در مشرق زمین و شرق ایران وجود داشته است . امروز انسانها به دنبال جایگاهی هستند که بتوانند با حضور در شهر خود را بشناسند .
البته این فرایند در بسیاری از کشورهای دیگر آغاز شده ، در حالی که کشورهای دیگر اجتماع( community ) را به وجود می آورند ، ایران سالهاست که این مفهوم را از دست داده است
می توان گفت که این اتفاق یکی از پیامدهای مواجهه ناکارآمد با مدرنیسم است . فقدان فرهنگی و هویتی در شهرهای امروز حاصل نوگرایی و برخواسته از دیدگاه های نو پردازی است که در دوره معاصر بر ایران حاکم شده است . البته تهران، آنگونه که برخی پنداشته اند ، شهری بی هویت و شهری بی ریشه نیست . تهران گنجینه ای فراهم آمده از افزون بر دویست سال مدنیت عصر جدید در این سرزمین است ، که باید با فرهنگ دیروز و امروز و حوادث تلخ و شیرین گذشته آن باز سازی شود .

مسئله تهران تنها نارسایی های زیست محیطی ، معضلات رفت و آمد و دیگر تنگناهای شهر نشینی در این شهر پر ازدحام نیست . مسئله مهم این شهر ، به عنوان یکی از مراکز مهم سیاسی و فرهنگی جهان اسلام ، احساس نوعی بی هویتی و عدم تعلق فرهنگی و اجتماعی به شهر و دیار ، از سوی ساکنین و شهروندان آن است .

- هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی
هویت فرهنگی و اجتماعی در تداوم حیات اجتماعی انسان نقش مهمی را در انجام وظایف و مسئولیتهای اجتماعی و شهروندی ایفا می کند . هویت فرد در گرو برایند متناسب و مناسبی از سایر هویتهای وی از جمله هویت فرهنگی و اجتماعی است . هویت اجتماعی و فرهنگی نیز در گرو برخورداری از شرایط مناسب زیستی به ویژه زندگی اجتماعی و فرهنگی است . به گونه ای که بتواند منشاء خاطره برای فرد گردد.
احساس تعلق اجتماعی نیز مبنای احساس مسئولیت و به دنبال آن مشارکت در توسعه شهری و منطقه ای است.

- محله و تعلق اجتماعی فرهنگی
محله های شهری یکی از کانون های خرد و ملموس شکل گیری هویت های فرهنگی و تعلق اجتماعی هستند . ارزش ها و هنجارهای محله ای نخستین برخورد ملموس افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهند و اغلب به صورت مناسبات رویاروی ، حس تعلق اجتماعی را تقویت می کنند .
در محله عمده زمان ساکنان محل در کوچه و خیابان می گذرد و برای ساکنان آن محیط محله بیش از فضای داخلی خانه رضایت بخش است .
در محله های قدیمی بویژه محله های طبقه کم در آمد ، ارتباط همسایگان با حس تعاون و همیاری بیشتر است. ارتباط در چنین محله هایی از طریق مراکز مذهبی ، باشگاه های ورزشی ، قهوه خانه ها و کوچه ها صورت می گیرد ، اما در محله های مختص سکونت طبقه پر درآمد ، روابط همسایگان تضعیف شده و کمتر به آن احساس نیاز می شود .
اغلب در محله های شهری کیفیت واحد فیزیکی منطبق با رفتارهای اجتماعی است . از این رو هر محله واحد مشخصاتی جدا از سایر محله های شهری است استفاده از مؤسسات محله مثل مراکز مذهبی ، باشگاه ، قهوه خانه به مردم امکان می دهد که خود را در یک محدوده کاملاً مقید احساس کرده و در نتیجه تعلق بیشتری نسبت به محله مسکونی خویش پیدا کنند . بنا بر آنچه گفته شد می توان محله را یک واحد فیزیکی و اجتماعی به شمار آورد .
در میزان احساس تعلق محله ای عامل وسعت نقش اساسی دارد . هر اندازه سهولت دسترسی به مؤسسات عمومی و تجهیزات محله ای با پیاده روی امکان پذیر باشد ، در این فرایند احساس تعلق به محله افزایش می یابد .
هر اندازه که دسترسی به نیازهای روزانه و تغییرات شهری با اتومبیل صورت گیرد و فاصله حرکت بیشتر باشد به همان اندازه احساس هویت و تعلق اجتماعی به شهر کاهش می یابد .

سلسله مراتب جغرافیای تعلق

نخستین نهاد و کانون فرهنگ ساز و منش آفرین در هر جامعه خانواده می باشد . پس از خانواده ، محله ، شهر و در پی آن استان ، سپس کشور و در نهایت قاره و جهان انسانها خواه ناخواه به این مرزها و رده ها وابسته و پایبند می باشند . این وابستگی هنگامی بیشتر نمایان می گردد که هر یک از این عرصه ها مورد تعدی و تازش بیرونی قرار گیرد البته وابستگی به این عرصه ها با افزایش راه و وسعت آن در تقسیم رده بندیها پیوندی عکس دارد . بر پایه این نظریه انسانها به خانواده و پس از آن به محله ، شهر ، کشور و ... بیشترین وابستگی را دارند . این وابستگی به محله در گذشته بسیار عمیق تر و کارساز تر بوده است ، بطوریکه ساکنین یک محله در صورت مشاهده تخریب و یا از بین رفتن منابع محلی به جنگ و ستیز یا مقاومت می پرداختند .
اما امروزه این وابستگی ها به طور چشمگیری در کلان شهرها به علل ذیل از بین رفته است

-        ورود تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و اینترنت و ابزارهای رسانه ای مانند شبکه های ماهواره ای

-        ورود تکنولوژی اتومبیل و سایر وسایل حمل و نقل خصوصی

-        فاصله محل زندگی ( سکونت ) و محل کار

-         نا پایداری و گذرا بودن ارتباطات مردم با یکدیگر

-        نفوذ پذیری مرزهای محله به علت الزامات شهر سازی ( مانند عبور پل و اتوبان از یک محله)

-         مهاجرت و نا پایداری اقامت در یک محله

-         تعدد منابع القاء کننده ارزشها و باورها

-        تغییر ماهیت بازار و انفجار در تنوع تولید و مصرف گرایی

-        و نتیجتا کاهش تعلق خاطر محله ای و بروز پدیده های ناهنجاری همچون وندالیسم ( آشوب طلبی و تخریب اموال عمومی)

البته به نظر می رسد با ساز و کارهایی می توان دوباره این وابستگی ها را احیاء نمود و از آن برای شکوفایی و آبادانی محله بهره جست . ولی نخست لازم است بدانیم خصوصیات و مشخصه های یک محله کدام است ؟ عوامل اصلی تشکیل دهنده هویت و عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله چیست ؟ و عوامل کلیدی در شناخت فضاهای شهر کدامند ؟ و ...

 مشخصه های محله

- محله دارای سابقه تاریخی است .
- محله دارای فضاهای عمومی و باز برای بروز و ظهور خلاقیت های فرهنگی اجتماعی است .
- محله دارای نمادها و زیر ساخت های خاص خود است .
- امکان اعمال نظر و نظارت عمومی در محله وجود دارد .
-  محله دارای اجتماع قانون مدار و یا ارزش مدار است .
-  در ساکنان محله احساس مالکیت وجود دارد .
- محله دارای ساخت اجتماعی و سیاسی است ( مانند شورای محله )
- تعلق اجتماعی در محله وجود دارد .
- در محله انسجام و پیوستگی وجود دارد .
-  توانایی شناخت و حل مسائل محله در حیطه قدرت افراد محله است.
-  در محله آرامش ، امنیت و آزادی وجود دارد .
- با نظام های اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی و سیاسی شهر پیوند دارد.
- هنجارهای خاص در محله حاکم است .
  مهمترین عوامل تشکیل دهنده هویت محله های شهری :

-        تعاملات انسانی

-         حافظه تاریخی ( خاطره)

-        رفتارها و هنجارها

-         فرهنگ

-         هنر و سلیقه

تعاملات انسانی :
محله و شهر بدون عامل انسان مفهوم ندارد . بنا براین وقتی که از شهر می گوییم ، منظور تعاملات انسانی است . تعاملات انسان با انسان ، انسان با محیط و انسان با شهر . و به همین دلیل هویت شهر ، هویت انسان را تشکیل می دهد.

حافظه تاریخی :
یکی از عناصر دیگری که انسان با آن تعریف می شود ، حافظه است . محله های شهری نیز مانند انسان دارای حافظه هستند ، بنابراین اگر شهری فاقد حافظه تاریخی باشد ، شهر هویت داری نیست . حافظه تاریخی شهر یعنی اینکه تعریف کند در هر مکان چه اتفاقی رخ داده است ؟ شهر با خاطره هایش تعریف می شود . هر چه این خاطره ها بیشتر باشد هویت انسان یا شهر کامل تر می گردد . خاطره باعث می شود فرد یا شهر در حال زندگی کند و غم گذشته و تشویش آینده را نداشته باشد .

رفتارها و هنجارها :
هویت انسان به جز شکل فیزیکی ، با هنجارها و رفتارهایش شکل می گیرد. افراد نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتارها و هنجارهایشان شناسایی می شوند.
شهر نیز دارای رفتار و هنجار است و شهر به هنجار شهری است که افراد آن احساس ایمنی کنند و ساکنان آن از طریق مکان ها و فضا ها به آن جذب شوند . محله های شهری باید فضایی داشته باشد که بتواند هویت خود را به شهروند و شهروند هویت خود را به شهر و محله عرضه کند . همچنین محله های شهر نیاز به مکان هایی دارد که اتفاقات اجتماعی و حادثه های روزانه در آن رخ دهد . ( جایی برای مارگیری ، زنجیر پاره کردن ، تجمع کردن ، عزاداری کردن و یا هر نمایش اجتماعی دیگر )

فرهنگ :
فرهنگ در هویت شهر دارای دو معناست :
-  فرهنگ سنتی ( به ارث رسیده )
- فرهنگ روز آمد ( افراد بنا به خواسته های روز آنرا می سازند )
با این اشاره می توان گفت فرهنگ معمولاً با افراد می آید و می رود . و در این آمد و شد و تعامل بین گذشته و حال مرتب تبدیل به روز می شود و پالایش و دگرگونی می یابد .
شهر بدون فرهنگ شهری بدون هویت است . هر قدر غنای فرهنگی شهر افزایش یابد آن شهر از سطح فرهنگ بالاتری برخوردار خواهد بود و باعث خواهد شد که هنجار های فردی با فرهنگ شهری آشنا شده و متعادل و معنا دار گردد.

 هنر و سلیقه :
هنر جزء ذائقه شهر است و سلیقه جزء عناصری است که با هویت و فرهنگ رابطه نزدیک دارد . در شهری که مقوله زیبایی شناسی ارزشمند است ، ساکنین و شهروندان نسبت به ساخت و ساز بناها در شهر حساسند و اجازه نمی دهند هر بنایی در شهر ساخته شود . سلیقه عمومی در این فضا به گونه ای است که معماران ، شهر سازان و کلیه مدیران شهری موظف به پاسخگویی و تعامل با مخاطبین خود هستند .

 عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله :

-  خانواده سالم و شهروند سالم 
- نمادهای متمایز کننده
- تشکل ها ، اجتماعات محلی و پیشروان محلی
-  امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله )
-  نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی

تعریف و ویژگی های خانواده سالم :

1-1  خانواده سالم رکن اصلی واحدهای همسایگی هر محله را تشکیل می دهد و دستیابی به محله سالم در گرو سلامت خانواده های ساکن در آن است .
خانواده سالم خانواده ای است که به طور بنیادین از سلامت و آرامش روانی ، جسمی و معنوی هر یک از اعضای خانواده حمایت می کند.

• در خانواده سالم فضای مقتدرانه وجود دارد اما این اقتدار انعطاف پذیر و موجب برقراری تفاهم متقابل است .
• هر عضو خانواده جایگاهی برای خود دارد که برای سایر اعضای خانواده حائز اهمیت است .
• در خانواده سالم برای هر عضو خانواده فرصتی برای با دیگران بودن وجود دارد .
• وجود معنویت در خانواده که بارزترین نشانه آن وجود عشق، مهربانی و گذشت است .
• خانواده سالم احساس یکدیگر را می پذیرند.
• صداقت در خانواده سالم امری است مهم و اعضای خانواده یاد می گیرند که حقیقت را بگویند.
• معمولاًً با برپایی جلسات خانوادگی در مورد مسائل مختلف به روشنی صحبت می کنند .
• امکان رشد و بالندگی تا حد امکان و با توجه به شرایط مادی و رفاهی موجود است .
• اعضای خانواده آگاهند که آنچه در تملک دارند آنان را نهی نمی کند ، بلکه ثروت اصلی در توانایی « زیستن » صرفنظر از دارائی ها می باشد.

2-1شهروند کیست و نیازهای شهروند سالم چیست ؟
شهر نشینی جدید و معنای معاصر شهروندی از قرن هجدهم شکل گرفت . اما شهر ایرانی در روند تاریخی از اواخر قرن 13 ه.ش از شهر ایرانی به شهر امروزی بدل گردید .
در واقع شهر امروزی در ایران ، شهر ایرانی نیست ، بلکه بدل شهرهای اروپایی و آمریکایی است ، که کالبد شهر اروپایی و نمودهای آن چون ماشین و به تبع آن خیابانها و بزرگراه ها و آپارتمان ها و برج ها و ... وارد شده است . و الگوی زندگی سنتی را بدون آنکه دستورالعمل استفاده از این نمود ها که همان « فرهنگ شهر نشینی است » وارد شود ، دستخوش تغییر کرده است .
فرهنگ شهر نشینی همان نکته ای است که گاهی با شهروندی همسان پنداشته می شود . هر چند تا شهروندی به معنای واقعی خود در ایران شکل نگیرد و از پایه های حقوق مستحکمی برخوردار نباشد و نهادینه نگردد ، فرهنگ شهر نشینی معنایی نخواهد داشت ، اما چنانچه حتی شخصی شهروند هم نباشد ، اگر در شهر زندگی می کند باید از فرهنگ شهر نشینی تبعیت کند .
بطور کلی حوزه مفهوم شهروندی با حوزه مفهومی شهر نشینی بسیار متفاوت است . شهر نشینی شیوه ای از زندگی در یک محیط شهری است که اشاره بر نوعی از رفتار یا الگوی زیستی در یک محیط خاص دارد و حقوق و تکلیف شهر نشینان در رابطه با مدیریت محلی ( شهرداری و شوراها ) ، بخش کوچکی از عناصر اصلی شهروندی می باشد .
اما شهروندی اشاره به مجموعه حقوق و وظایف یک انسان در یک جامعه اجتماعی و سیاسی اشاره دارد که ویژه یک مکان و فضای خاص نیست . شهروندی می تواند سطحی باشد یعنی تعاملات ، حقوق و تعهدات اندکی را در بر داشته باشد و یا عمیق باشد یعنی شامل بخش قابل توجهی از همه تعاملات ، حقوق و تعهداتی باشد که توسط دولت و ملت حمایت می شوند . ( به نقل از تیلی ، 1998 )
بنابراین در « شهروندی سطحی » حقوق اصل است ، مشارکت منفعلانه است و در یک قلمرو عمومی تبلور می یابد ( یعنی وارد حوزه خصوصی نمی شود ) در مقابل در « شهروندی عمیق » حقوق و تکالیف متقابلاً یکدیگر را حمایت می کنند ، جامعه مشارکت فعال دارد و شهروندی هم در عرصه خصوصی و هم در حوزه عمومی دخالت دارد .
بنابراین می توان گفت شهروندی یک موقعیت فعالانه است که با سلطه ناسازگار است . خواه منشاء سلطه دوست ، خانواده ، گروه ، قوم یا هر نیروی دیگری که وی را به عنوان فرد مستقل و توانا به اراده خود به رسمیت نشناسد.
نکته حائز اهمیت در بیان کار کردهای اصلی شهروندی عبارت است از اداره جامعه بر طبق اصول احترام به حقوق دیگران و تعهد به ایفای نقش در حفظ نهادهای مشترکی که این حقوق را پایدار می دارند .

۳-۱ نیازهای شهروند سالم ( در ابعاد جسمی ، روانی ، اجتماعی و معنوی)

الف) امنیت و ایمنی در شهر:
• امنیت در تردد 
• امنیت فضاهای کار و زندگی
• امنیت مکان ها تفریحی – ورزشی

ب) یاد گیری و توانمند شدن در حوزه شهروندی :
• مهارت های زندگی شهری 
• سواد رسانه ای 
• مهارت های داوری و ارزشیابی
• مهارت های ارتباطی مؤثر
• حقوق و تکالیف همسایگی و شهروندی
• شناسایی و حل مسئله
• درک هنری 
• کامپیوتر و اینترنت
• زبان خارجی
• مهارت های مدیریت خانه و خانواده 
• محله شناسی و معماری

ج) رفاه :
• محیط زیست سالم 
• حضور اقتصادی 
• امکانات تفریحی
• رفاه فرهنگی و معنوی
• وجود فضاهای باز شهری
• امکان دسترسی به اطلاعات
• نیازهای ویژه معلولین

د) مشارکت و خود مختاری :
• توسعه بخش شهروندی
• تفویض اختیار
• امکان یادگیری و تجربه اجتماعی

2-  نمادهای متمایز کننده :

کوین لینچ به طور کلی و به منظور بررسی دقیقی از سیمای شهر نمادهای متمایز کننده آن را به وسیله پنچ عامل مرکز محله ، نشانه ، راه ، لبه ، گره مشخص می کند . امروزه در بررسی فضاهای شهر این عوامل نقش کلیدی دارند .
در اینجا به دلیل اهمیت سه مقوله اصلی و کلیدی اشاره ای گذرا به مفهوم مرکز محله ، گره و نشانه خواهیم داشت .
 
1-2 مرکز محله :
خصوصیاتی که سیما و پیکره محله ای را مشخص می کنند عوامل خاص آن محله هستند ، که ممکن است اجزای بیشماری داشته باشند . در اغلب شهرها ، شباهت نمای محله ها ، مصالحی که در ساختمان ها به کار رفته ، شکل آنها ، نوع تزئینات آنها ، رنگشان ، منظره کلی آنها و مهم تر از همه طرح نمای آنها ، از عوامل اصلی شناخت محلات شهر محسوب می شوند.
معمولاً عواملی که سیمای محله ای را مشخص می کنند آنهایی هستند ک محتملا خصوصیاتی به آن محله می دهند. برای مثال شکل خیابان ها ، خانه ها ، طراحی ورودی ها و راه ها و ... می تواند سیمایی متفاوت به آن بدهد و شخص فورا قادر به شناخت آن می باشد .
در هر یک از محله های بزرگ و متوسط شهرهای تاریخی ، یک مرکز محله وجود داشت . این مراکز از نظر کالبدی و شکل به دو صورت وجود داشتند. نخست به صورت یک راسته یا گذر که کمی از گذرهای دیگر در محل استقرار فضاهای تجاری و اجتماعی عریض تر بودند.
نوع دوم مرکز محله به صورت میدانچه بودن . این میدانچه ها اغلب در محل تقاطع چند راه یا در کنار راه اصلی محله قرار داشتند و در پیرامون برخی از آنها تعدادی دکان برای عرضه کالاهای ضروری روزانه و هفتگی اهالی محله قرار داشت . همچنین مسجد ، حمام ، آب انبار و بعضی دیگر از فضاهای عمومی محله در کنار همین میدان ساخته می شد.
لینچ در تشریح سیمای محلات کنکاش بیشتری می کند و دقایق بیشتری عرضه می دارد . وی بیان می کند « بعضی از محلات مانند آدم های تودار و در خود متمرکز هستند ، بی آنکه به شهری که در آن واقعند توجهی داشته باشند . پاره ای دیگر از محلات صداقت دارند و با عوامل حول و حوش خود پیوند یافته اند. »

 

2-2 گره :
گره محل برخورد دو یا چند خیابان است . بطور کلی شهری خوب است که گره های آن به حد کافی مشخص شده و بدان اهمیت داده شده باشد. در واقع نقاط انتهایی خطوط اصلی نقل و انتقال شهری در یک شهر گره محسوب می شود . بطور مثال همه آنچه که در مورد خصوصیات گره مطرح شد ، در اصفهان میدان نقش جهان مشاهده می گردد .
تضاد نمایان میدان با بافت سنتی کوچه هایی که آن را احاطه کرده است ، رابطه نمایان بین بیننده ( شهروند ) با میدان است .

3-2 نشانه :
گنبد مسجد و گلدسته های آن همچون یک سری نشانه های آشنا برای شهر نشینان است . شناخت موقعیت نشانه ، چون دیگر عوامل سیمای شهر بسیار حائز اهمیت است . ترکیب عوامل راه ، محله ، گره ، نشانه و ... . در شهر ممکن است تأثیر آنها را بیشتر کند و یا « هم افزایی » به وجود آورد که بر قدرت هر یک بیافزاید ، یا ممکن است تناقضی بین آنها پدید آورد که اثر هر یک را خنثی گرداند.
اگر نشانه ای بزرگ در محله کوچک بنا شود ، ممکن است محله را پژمرده کند ، خیابانی وسیع ممکن است به داخل محله نفوذ یابد و آن را بیشتر به دید آورد ، اما در همان حال تأثیر محله را زایل کند .
با ملحوظ داشتن نکات فوق باید گفت وظایفی اساسی بر شهر مرتبت است که فرم شهر ممکن است بتواند معرف آن باشد . قسمتهای اصلی شهر که به استفاده های گوناگون ... اختصاص می یابد و نقاطی که ممکن است کانون های اصلی در شهر بشوند ، همه می توانند در فرم آن مؤثر باشند .
باید به امیدها و شادی های مردم و به احساس اجتماعی آنها فرصت بروز داد ، تا ساکنان آن بتوانند امیدها و امیال خود را با آن پیوند دهند ، در این صورت است که محیط زندگی به معنای واقعی جایی می شود که ... مظاهر شناختی « نیکو » دارد .

 
3 تشکل ها ، اجتماعات و پیشروان محلی :

یکی از مهمترین پیامدهای صنعتی شدن و نوسازی به دلیل فراهم آوردن زمینه های لازم برای رشد جمعیت ، بالا رفتن سطح سواد ، تغییر الگوهای مصرفی ، بهبود سطح زندگی ، توسعه ارتباطات و ... ظهور و گسترش پدیده ای به نام شهر نشینی است .
از طرف دیگر توسعه شهر نشینی خاصه در شهرهای بزرگ موجب تضعیف همبستگی های اجتماعی سنتی ، تضعیف سازمان های سنتی ، مشارکت همسایگی می گردد . و به نوعی شهر نشینان مهاجر وقتی شهر نشینان سنتی را با خلاء نهادها و انجمن های مشارکتی مواجه می کند .
نهادها و اجتماعات محلی ، غالباً تشکل های غیر رسمی هستند و بر مبنای مقررات نا نوشته و بعضاً مأخوذ از سنت و فرهنگ شکل می گیرند و پیشروان و ریش سفیدان محلی ( کار آفرینان اجتماعی امروز ) در تشکل آنها حائز اهمیت ویژه اند .
در حالیکه کشورهای صنعتی توانسته اند در چهار چوب سازمان های جدید ، مشارکت مردم را در سطوح مختلف از جمله سطح محله افزایش دهند ، در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ، هنوز زمینه ها و شرایط لازم برای مشارکت مردم در نهاد های محلی و مشارکتی فراهم نیامده است .
در کشورهای توسعه یافته ، سازمان های غیر دولتی جایگاهی پر ارزش در نزد مردم دارند و ماهیت آنها به گونه ای است که روز به روز نقش پر رنگ تری در حیات اجتماعی و در برنامه ریزی این کشورها به خود اختصاص می دهند . تشکل های غیر دولتی در شهر ها نقش بسیار مهمی بر دوش دارند و آن کمک به فرایند عمومی توسعه و از میان برداشتن موانع آن از طریق عمل مستقیم و بلا فصل درون گروه های اجتماعی ، بوسیله مشارکت خود مردم در این گروه هاست.
انجام این وظیفه در برخی از حوزه های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی که جامعه با مشکل بیشتری دست به گریبان است نقش مهمی ایفا می کند . در بعد اجتماعی سازمان های محلی عامل مهمی در تنظیم اجتماعی ، گسترش روابط محله ای ، جلوگیری از انزوا و از خود بیگانگی افراد ، افزایش امنیت اجتماعی ، در بعد فرهنگی باعث ایجاد تفاهم نمادین ، گسترش خدمات آموزشی و فرهنگی و در بعد اقتصادی نقش مهمی در تصمیم ساختاری و گسترش دموکراسی ، مشارکت سیاسی می گردند . این سازمان ها عامل مهمی در وفاق آزادی و عدالت می باشند و از بار مسئولیت و تصدی گری شهرداری و دولت به میزان چشمگیری می کاهند .
توسعه محلی در شهرها خصوصاً کلان شهرها نیازمند ایجاد سازمان ها و انجمن های محلی است که به طور آزاد و داوطلبانه در جهت ارضای نیازهای اجتماعی ، فرهنگی و خدماتی تشکیل یابند . مشارکت بر پایه تعامل شکل گیرد ، و در تعامل میان شهروندان و مدیریت محلی ، هر کدام از کار گزاران اصلی وظایف و نقش خود را ایفا نمایند .
اصولی چون اعطای امتیازات به تصمیم گیران و مدیران محلی ، پاسخگویی ، مشارکت ، اصل نظارت و ... حقوق و تکالیف را در مردم سالاری محلی پی ریزی می کند . مشارکت مدنی با استفاده از ساز و کارهای تعامل تشکل ها و شوراها با شهروندان محقق می گردد . تشکل ها و اجتماعات محله ای گروه های فرصت ساز برای به دست گرفتن ابتکار عمل مدیریت محلی می باشد ، که کنش های اجتماعی را در عرصه های مختلف حیات اجتماعی تسهیل می نماید .
تشکل های اجتماعی متشکل از سرمایه اجتماعی است که منبع کنش جمعی است و بر خلاف سرمایه های دیگر که معمولاً متعلق به فرد است بیشتر به جمع تعلق دارد و ویژگی بنیادی گروه های فرا فردی ای چون شهر ، محله و به طور کلی حیات اجتماعی به شمار می آید. به گونه ای که وجود سرمایه اجتماعی در قالب تشکل ها و اجتماعات محلی ، محله را سالم تر ، توانگر تر و شاید با تدبیر تر و شکیبا تر می سازد .
 
4 امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله )

از آنجا که فضای شهر و امکانات تخصیص یافته در هر جامعه ای ، ریشه در فرهنگ آن جامعه دارد ، از این رو امکانات زیر ساختی و فضاهای محلی می تواند بیانگر هویت محله بوده و آن را از سایر محلات متمایز نماید.
همچنین وجود امکانات رفاهی محله ای ، ساکنان محله را از ترددهای مکرر به بیرون از محله جهت رفع نیازمندیها می رهاند و به تعلق آنه به محله شان می افزاید .
بنابر این تعریف شاید بتوان بر اساس سه عملکرد مهم ذیل فضاها را تقسیم بندی کرد .
- محل رفت و آمد ( راه ، کوچه ، خیابان و...)
- محل کار و تفریح ( ورزشگاه ، ادارات دولتی ، مؤسسات خدماتی و ...)
- محل خدمت عمومی ( مدارس، مراکز خرید، پارک، مسجد، کلیسا و ...)
در این مبحث با توجه به ضرورت آشنایی با فضاهای عمومی اشاره ای اجمالی به فضاهای عمومی دوره معاصر خواهیم داشت .

1-4فضاهای عمومی دوره معاصر :
همراه با آمدن تجدد به ایران و آشنایی با تمدن غرب تغییرات زیادی در ساختار سیاسی - اجتماعی - فرهنگی کشور به وجود آمد که همراه خود فضاهای عمومی جدیدی را به وجود آورد ، هر چند که فضاهای سنتی همچنان وجود داشتند و عملکرد خود را انجام می دادند .
مهمترین فضاهای عمومی این دوره را می توان به گونه زیر بر شمرد :
پارک ها ، خیابان ها، میدان ها، رستوران ها، کافی شاپ، کتابخانه ها، پاساژهای خرید ( بازارچه ها )، کوه ، سینما، تئاتر، کافی نت، فرهنگسراها، مساجد و حسینیه ها، نمایشگاه ها و موزه ها، استادیوم ها و باشگاه های ورزشی و سالن های کنسرت .

2-4 آسیب شناسی فضاهای عمومی :
با وجود تغییرات و تحولات ایجاد شده زندگی خصوصی ، خصوصی تر شد و زندگی عمومی ، عمومی تر ، در نتیجه اشتراک فضای بین فضای عمومی و خصوصی کم رنگ تر شد .
- با رواج و اشاعه زندگی آپارتمانی ، فضاهای نیمه خصوصی ( پذیرایی مهمان و ... ) کمتر و نیاز به فضاهای نیمه عمومی ( رستوران ها ، سالن های پذیرایی و ... ) بیشتر شد .
- ورود اتومبیل به زندگی موجب کاهش پیاده روی و در نتیجه ، تغییر عملکرد خیابان از یک نقطه ملاقات و برخورد به مسیری سریع برای عبور ماشین گردید .
- جوانان و نوجوانان کمتر بر سر گذر محله رفته ، اغلب به حضور در نقاط دور تر و عمومی تر راغب هستند .
- فضای عمومی طبقاتی شده و فضای خاص هر طبقه به وجود آمد .
- حضور مردم در مراسم مذهبی در شهرهای بزرگ و محلات مرفه نیز تغییر یافت .
- با متمرکز شدن دولت مرکزی ، نقش دولت در ایجاد ، اداره و کنترل فضاهای عمومی بیشتر شد .
- فضاهای عمومی مانند مساجد و بازار موجب شکل گیری تقاضای حقوق فردی ، اجتماعی و سیاسی شد .
- رسانه های جدید نظیر رادیو ، تلویزیون ، ویدئو بخشی از زندگی عمومی را به فضای خصوصی کشاند.

5نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی :

با توجه به لزوم نظارت و هماهنگی رفتاری در انسجام بخشیدن به فعالیت های جمعی روزمره محلی و همچنین هماهنگی فرایندهای محله ای با برنامه ریزی های کلان شهری به عنوان یک جزء از کل وجود قوانین محلی ( که برگرفته از نیازهای واقعی مردم محله است ) و یک نظام ارزشی و رفتاری مشترک که در بر گیرنده منافع اکثریت ساکنان باشد ، ضروری به نظر می رسد .
لذا ، تدوین و اعمال قوانین و قراردادهای شهروندی که از طریق یک نهاد محله ای مشخص ( مانند شورای محله ) جمع بندی ، تصویب و بر اجرای آن نظارت شود ، رکن لا ینفک و هویت بخش محله محسوب می گردد.

گفتار آخر ( نتایج کاربردی و پیشنهادات):

سر فصل و موارد اشاره شده در باب چیستی محله قابلیت بسط و توسعه فراوان دارد ، که در این مجال نمی گنجد . امید است در آینده فرصتی برای غنا بخشیدن به این مفاهیم حاصل شود .
اما هدف از بررسی مقدماتی مفاهیم مرتبط ، شناخت نقاط همپوشانی رسالت ، اهداف و سیاست های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با ارکان ، مشخصه ها و ویژگی های محله های شهری بوده است ؛ تا شاید بتوانیم بر اساس آن حیطه اثر گذاری و نحوه مداخله سازمان را در محله ها مشخص نماییم . از سوی دیگر احیاء محلات امر ساده ای نیست که یک سازمان بتواند تنها و بدون مشارکت سایر نهادها و ارگان های مسؤول ، ذینفع و تأثیر گذار و همچنین همراهی شهروندان ساکن در محله ها به انجام آن مبادرت نماید .
زیرا برنامه ریزی بخشی همانگونه که همیشه ثابت شده است به عملکردهای جزیره ای و گاه موازی و یا متناقض با یکدیگر که نتیجه ای جز اتلاف منابع ندارد منجر می گردد. در مقابل برنامه ریزی جامع نگر حاصل تفکر جمعی است و موجب قوام یافتگی و پویایی شناخت ، طی آمد و شد مستمر از جزء به کل و از کل به جزء می شود تا از درک ضرورت در برگیرندگی همه اجزاء و فراگیری همه روابط بین آنها باز نماند.
برنامه ریزی را نمی توان بدون رویکرد جامع نگر پیش برد و از این  رو دانش برنامه ریزی متکی بر اصول بنیادی است که همان اصول جامع نگرانه در برنامه ریزی هستند.این اصول را در چهار مفهوم اساسی زیر چنین می توان بر شمرد :

1- متغیر پذیر بودن :
یعنی درک نیازها و ویژگی های منحصر به فرد مکان ها ، طبقات اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، صنفی ، جنسیت ، سن ، خرده فرهنگ های مختلف و ... .

2- پایداری :
یعنی توجه به موضوعات برنامه ریزی در افق های زمانی کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت .

3- یکپارچگی :
یعنی تلفیق مناسب ریز برنامه ها ، هدف ها و فعالیت های مرتبط جهت بدست آوردن کلیت اثر بخش و کار آمد .

4- فراگیری و مشارکت :
یعنی شناخت ، جلب مشارکت و یا تعامل با طیف وسیع افراد و سازمان هایی که در فرایند برنامه ریزی دخیل و یا ذینفع هستند .

حال اگر بخواهیم با رویکرد برنامه ریزی جامع نگر به مقوله احیاء محلات بپردازیم ، مجدداً می بایست به ارکان و مشخصه های یک محله سالم باز گردیم و نقش سازمان فرهنگی هنری را در این مورد مشخص نماییم .
همانگونه که اشاره شد ارکان محله سالم عبارت است از : 
1- خانواده سالم و شهروند سالم 
2- نمادهای متمایز کننده 
3- تشکل ها ، اجتماعات و پیشروان محلی 
4- امکانات و منابع محله ای 
5- نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی

نظر به رسالت سازمان ، حیطه اثر گذاری آن بندهای 1 و 3 می باشد و سه بند دیگر نیز می تواند با هماهنگی سازمان ها و نهاد های مرتبط پیگیری شود.

پیشنهادات :

-         تشکیل کار گروههایی برای طراحی و اجرای طرح های توانمند ساز خانواده محور و شهروند محور با شیوه های متناسب با لحاظ متغیر های مختلف گروههای مخاطب

-        طراحی و اجرای برنامه هایی جهت ظرفیت سازی و اجتماع سازی های محلی (Local Community Building )

-         طراحی و اجرای برنامه های ویژه توانمند سازی شهروندی برای کودکان و نوجوانان به عنوان مخاطبان خاص

-         اجرای طرح های آزمایشی در چند محله منتخب ( مانند طرح محله نمونه ) و بسط نتایج آن به سایر محلات مشابه
در پایان با امید به تغییر بنیادین در اندیشه ها و باورهای « ما » ؛ ضمائم مکتوب که در بر گیرنده مواردی حول مطالب اصلی است به پیوست می باشد .
 
ضمیمه 1 : خرده فرهنگ :

محله به صورت یک واحد فیزیکی با هویت کاملا مشخص اجتماعی است . صاحبنظران  معتقدند در برنامه ریزی ها لازم است روی پیوند طبقات شهری و خرده فرهنگها  و    گروه های قومی و مذهبی تاکید بیشتری صورت گیرد . 
در سه یا چهار دهه اخیر در اغلب شهرهای بزرگ به صورت جزیره ای در دریای خرده فرهنگ ملی جوامع و خرده فرهنگ های شهری در آمدند . 
تغییرات سیاسی ، اجتماعی و تکنولوژیکی از اعتبار محله ما به عنوان عامل مهم در زندگی اجتماعی و فردی کاست . 
خرده فرهنگ ه در چهار چوب گروه های کوچک شهری شکل گرفت و خود به ایجاد مشکلاتی در سطح شهر دامن زد . ( انحراف اجتماعی ، تنش های همسایگی ، همجواری   و ...)

 
گروهی از خرده فرهنگها که بر کارکرد های اصلی و چهار گانه شهر انطباق دارد .

الف خرده فرهنگهای کارکردی :
   کارکرد مسکونی :
در این کارکرد نوع مسکن می تواند به سرعت ایجاد گروه های خرده فرهنگی کند . این امر در انسان شناسی شهری با عنوان "همسایگی " یا " همجواری ها " شناخته شده است. 
همسایگان تمایلی پیوسته به انسجام یافتن و یکسان سازی الگو های فرهنگی خود دارند که این امر با جذب عناصر همسو و طرد عناصر غیر همسو و در نتیجه تحرک بافت های شهری تقویت می شود ( مانند خرد فرهنگهای موجود در پاساژ های تهران)

 کارکرد کاری : 
خرده فرهنگها تعداد بسیار بیشتری در این کارکرد دارند که دلیل این امر ، تقسیم کار بسیار گسترده تر اجتماعی در حوزه کاری است که از مشخصات اصلی شهر ها به حساب می آید . 
در اکثر کشورهای توسعه یافته امروز ، هر جامعه دارای خرده فرهنگ های ویژه خود است. در این کشورها اقشار عمدتا بر روی یک سلسله مراتب قرار می گیرند که از مشاغل آزاد (پزشکان ، وکلاء ، قضات) و مدیران عالی رتبه ، شروع و به روسا و مدیران میانی رسیده و به پیشه وران ، کارگران ساده و در آخرین رده کارگران کشاورز ختم می شود . در کشورهای در حال توسعه با گونه شناسی متفاوتی از اقشار حرفه ای روبرو هستیم . از جمله با تعداد بی شماری  از " اصناف "  که هر کدام خرده فرهنگی ویژه خود را دارند .

-        کارکرد اوقات فراغت :
برخی از خرده فرهنگ هایی که در این حوزه مشاهده می شوند در وقع خرده فرهنگ های حرفه ای هستند (همچون مشاغل : رستوران ها، آژانس های توریستی، ورزشکاران، مسئولان و ... )
با وجود این می توان خرده فرهنگ های دیگری را نیز در این حوزه تعریف کرد که بیشتر حاصل موقعیتهای فراغتی هستند و میزان ثبات در آنها بسیار متغیر است.

4- کارکرد حمل و نقل:
میزان بی ثباتی متغیر بودن در این کارکرد به اوج خود می رسد زیرا فضا های حمل و نقل بنابر تعریف برای " گذر " و " عبور " ساخته شده اند. بنابر این در آنها با کمترین "توقف "  و "سکون " روبرو هستیم و همین امر موجب ایجاد جزء خرده فرهنگ های حرفه ای مشغول به کار ، نظیر رانندگان وسایل حمل و نقل عمومی یا مصنوعی، ماموران راهنمایی و رانندگی و ... با جمعیت بسیار نا پایدار روبرو می کند.

ب- خرده فرهنگ های جنسیتی :
مسائلی که در این حوزه مطرح می شود را می توان به دو گروه تقسیم کرد :
-  خرده فرهنگهای جنسیتی متفاوت و رابطه آنها با شهر
-  روابط جنسی و رابطه آنها با شهر

قسمت اول:
در شهر، ما با فضا ها و گروه های کاملا مردانه  یا زنانه روبرو هستیم که می توانند در همه فضا های کارکردی ( زیستی، کاری، فراغتی، حمل و نقل) تبلور یابند. باشگاه های بیلیارد ، سالن های بوکس و ... برخی مکان ها با غلبه مردانه و سالن های آرایش ، نمایشگاه های مد و ... مکان هایی با غلبه نسبتا زنانه هستند.
جنسیت همچون سایر سطوح هویتی، همواره با یکدیگر ترکیب شده و خرده فرهنگ هایی متعدد به وجود می آورند.

قسمت دوم:
بخش بزرگی از مطالعات در سال های اخیر بر حوزه روابط جنسی متمرکز شده است. انواع خرده فرهنگ های هم جنس گرایانه ( مذکر و مونث ) ، خرده فرهنگهای انحرافی و بیمارگونه ( انواع شی ء پرستی ها ، دیگر آزاری ، خود آزاری ...) ، و ... هر یک نه فقط به مثابه مجموعه ای از رفتارها و ذهنیت های فرهنگی تعریف می شوند ، بلکه با حوزه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی  و با فضاهای شهری ( در توزیع و تراکم خود ) نیز روابط متعدد به وجود می آورند .

ج خرده فرهنگ های خویشاوندی و قومی : 
 معمولا شهر سبب فود پاشی گسترده مناسبات و پیوندهای نخستین یا اولیه( خویشاوندی ، قومیت ، ...) شده و آنها را به پیوندهای ثانویه ( همسایگی ، شغلی و ... ) بدل می کند . تبدیل اجتماع به جامعه همراه خود سبب تجزیه و پراکندگی روابط پیشین می شود . پدید آمدن " محله های قومی " در شهرهای بزرگ توسعه یافته اکنون گویای آن است که هویت های قومی و خویشاوندی ابزاری برای ورود به جامعه بزرگ و فرهنگ غالب و کاهش ضربات فرهنگی ناشی از برخورد مستقیم فرهنگ های نا برابر و غریب با یکدیگر هستند . به این ترتیب قومیت و نظام خویشاوندی به موضوعاتی بسیار مورد توجه در پژوهشهای شهری بدل شدند . 
 
د- خرده فرهنگ های سنی : 
تفکیک سنی به ویژه در قالب اختلاف بین نسلی خود را در شهر های جدید به شدت منعکس می کند . جوانان به مثابه یک خرده فرهنگ بزرگ ، خود خرده فرهنگهای متفاوتی را درون خویش ایجاد می کنند که در همه سطوح هویتی در آنها قابل مشاهده است . تفاوت این خرده فرهنگ ها با سایرین شاید بیش از هر چیز در فعال بودن و پویایی بسیار بالای آنها ست که از خصوصیات اصلی جوانی به حساب می آید .

 
ضمیمه 2 : روند شکل گیری محله ها در شهرهای اسلامی

- شکل گیری اولیه محله بر اساس تقسیم بندی های نژادی ، قومی ، دینی یا خویشاوندی بود و در بسیاری موارد همین امر برای نامگذاری محله مورد استفاده قرار می گرفت . اهالی محله عموما با یکدیگر احساس همبستگی و به محله احساس تعلق می کردند. رقابت و اختلاف میان محلات که گاه به جنگ و جدال نیز می انجامید، امری رایج بود.
- هر محله دارای گروهی از فضا ها بود که به آن نوعی استقلال نسبت به محله های دیگر می داد. این فضا ها عمدتا شامل همه فضا های اصلی شهر در ابعادی کوچک می شدند : بازار محلی، مغازه ها، مسجد، حمام، مدرسه، آب انبار.
- محله در ساخت خود تاثیر پذیری از عوامل اقلیمی، اقتصادی و سیاسی را نشان می داد.
- محله ها عموما دارای یک ساختار سیاسی مدیریتی بودند که در یک مجموعه ساختاری بزرگ تر قرار می گرفت.
-  محله ها از لحاظ حجم و عناصر تشکیل دهنده خود بسیار متفاوت بودند.
 
ضمیمه 3 : تحلیل فضایی محل:

-گونه شناسی فضا های مسکونی (خانه، آپارتمان، مجتمع مسکونی )

-  ریخت شناسی مساکن موجود ( میزان تراکم، بافت مسکونی، شکل آن، متراژ مسکونی و ...)
-گونه شناسی و تشریح اشکال مالکیت و مدیریت، تشریح شکل غالب در آنها
- تشریح فضا ها و تاسیسات عمومی ( فضا های سبز، خدمات و امکانات رفاهی شهری و ...)
- تشریح فضا های درونی (تقسیم فضا و طراحی آن، تاسیسات رفاهی درونی، آرایش فضا، پویایی فضا)
- تشریح روابط کارکردی درون فضا های مسکونی
- تشریح روابط همسایگی در سطح واحد های مسکونی در سطح محله شهری

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه, 03 خرداد,1397
نوع جستجو را انتخاب کنید.
  • سایت
  • وب
Search